معين الدين محمد زمچى اسفزارى

385

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

امير ابو زكريا يحيى بن احمد بن اسمعيل و دو برادر او « 1 » ( منصور ، و ابراهيم - كه در حبس بخارا بودند - در سنهء ثمان عشر و ثلثمايه از حبس بيرون آمده « 2 » ساسى را بهرات فرستادند ، و ابو بكر طغار بگريخت ، پس ابو بكر ) منصور بن على بهرات آمد از قبل نصر بن احمد ، بعد از آن ساسى باز بهرات آمد تا آنكه امير ابو زكريا بيامد و ايالت بقراتكين داد ، و در شهر تشويش عظيم بود و چهارده كس را از عياران بگرفتند و همه را بكشتند « 3 » ، و درهاى دروازهء شهر « 4 » و قهندز را بسوخت و بعضى از باره را ويران ساخت تا شهر آرام يافت . و چون ابو زكريا كوچ كرد روزى « 5 » ديگر نصر بن احمد در رسيد و يك روز ببود « 6 » و ايالت هرات بسميجور فرمود و بر اثر برادر به راه كرخ روان شد ، بعد از آن ابو زكريا يحيى بن احمد بن اسمعيل از برادر خود نصر گريخته از سمرقند بهرات آمد و چون از هرات كوچ كرد قراتكين بفوشنج رفت و از آنجا باز آمد و هرات را دربندان كرد تا ابو بكر محمد بن المظفر صاحب الجيش طغار الحاجب « 7 » و ابو منصور محمد بن عبد الرزاق با جمعى كثير برسيدند و ابو اسحق ابراهيم بن فارس الكندرى والى هرات با ايشان در رمضان سنهء عشرين و ثلثمايه ، پس ابو اسحاق را معزول كردند و ولايت بمنصور بن على دادند . پس ابو العباس بن محمد الجراح بيامد ، پس بلكاتكين ، بعد از آن ابو جعفر عزيز بن محمد بيامد ، بلكاتكين معزول گشت ، بعد از آن شهر را بابراهيم سيمجور دادند ، پس ابراهيم فرمود تا باره را ويران كردند ، و بنشابور رفت ، در سنهء ثمان و ثلثين و ثلثمايه « 8 » خواجه عبد الرحيم مارقى طاقهاى جنوبى پل مالان را بشكت . و در سنهء احدى و اربعين و ثلثمايه ابن الجراح

--> ( 1 ) - عبارت : ( منصور و ابراهيم - كه در حبس بخارا بودند - در سنهء ثمان عشر و ثلثمايه از حبس بيرون آمده ساسى را بهرات فرستادند و ابو بكر طغار بگريخت ، پس ابو بكر ) از زيادات پا و مك است . ( 2 ) - مج : آمد . پا : آمده . ( 3 ) - مج : و همه را بكشتند . مك : و همه بكشتند . ( 4 ) - مج : و قهندز را . مك : اين عبارت را ندارد . ( 5 ) - مج : روزى . مك . پا : روز . ( 6 ) - مج : روز بود . مك . پا : روز . ( 7 ) - مك : الحاجب . مج : اين كلمه را ندارد . ( 8 ) - در اصل مج ، مك و پا « نواسه » .